نقش و اهمیت هنر و فعالیت هنری کودکان در شرایط بحران

نقش و اهمیت هنر و فعالیت هنری کودکان در شرایط بحران

 

گفتگو با ارشیر پژوهشی

تهیه و تنظیم: گلرخ حاجی رضا

 

ارشیر پژوهشی متولد ۱۳۵۰ کرمانشاه، دانش­آموخته­ی دانشگاه هنر در رشته­ی ارتباط تصویری است. علاوه بر فعالیت در زمینه­ی گرافیک و فیلم سازی، از فعالان و پژوهشگران حوزه ی هنر کودک و طراح و مدرس دوره ی جامع تربیت مربی هنر کودک در دانشگاه هنر است. وی پس از بروز زلزله در غرب کشور به دعوت کمپین خانه های فرهنگ و هنر، کارگاه های مهارت افزایی مربیان هنر کودک در بحران را طراحی و با همراهی گروهی از اساتید در کرمانشاه و سرپل ذهاب برگزار کردند.

 

فکر می کنم اول باید راجع به هنر و فلسفه ی آن پرسید اینکه هنر و کار هنری چه خدمتی به انسان می کند که در شرایط بحرانی هم بکار گرفته می شود؟

نقشی را که هنر و کار هنری در زندگی بشر ایفا می کند نمی توان به سادگی بیان کرد چرا هنر و کار هنری در زمان های مختلف و بنا بر شرایط و موقعیت به صورت های گوناگون، با کارکرد و اهداف بسیار متنوعی در زندگی انسان نمود پیدا کرده است. از همین رو ارائه ی تعریفی مطلق، و کامل در این باره اگر غیرممکن نباشد بدون شک بسیار دشوار خواهد بود. اما آنچه که روشن و قطعی است این است که هنر و فعالیت های هنری بشر با تمام گوناگونی و تغییر و تحولاتی که در طی تاریخ داشته است بدون شک پاسخی است به نیاز انسان. نیازی که در هر زمان شکل خاص خود را دارد.

به همین دلیل می بینیم که هنر و کار هنری در جایی به عنوان ابزاری برای تخلیه ی هیجانات و در جای دیگر به عنوان راهی برای برقراری ارتباط، و به همین ترتیب در زمان و مکان های دیگر نقش های دیگری ایفا می کند مانند بیان آرزوها، بیان اندیشه یا احساس، جادو، تزیین، فضایی برای تجلی تخیلات و حتی راه و روشی برای عبادت و انجام مناسک آیینی همانطور که گفته شد در تمام این صورت ها و اشکال، آنچه که واضح است هنر و فعالیت هنری انسان از نیاز او نشأت می گیرد.

در شرایط بحرانی هم بشر براساس نیاز به سمت هنر و فعالیت هنری کشیده می شود. چرا که یکی از کارکردهای مهم هنر و فعالیت هنری ایجاد تعادل در انسان است و از نشانه های بحران در انسان، عدم تعادل است.

هنر کودک چه تفاوتی با هنر بزرگسال دارد و آیا می توان این دو مقوله را از یک جنس دانست، ویژگی های کلی هنر کودک چیست؟

من اجازه می خواهم در این گفتگو به جای ترکیب واژگانی «هنر کودک» از عبارت «فعالیت هنری کودک» استفاده کنیم چون ترکیب واژگانی «هنر کودک» تداعی گر معنایی است که ارتباط درستی با آنچه که کودک انجام می دهد ندارد. و متأسفانه همین ترکیب واژگانی و چند ترکیب مشابه جریان فعالیت هنری کودکان را تا حدودی از مسیر اصلی اش خارج کرده و به بی راهه کشانده است. البته این مسأله منحصر به کشور ما نیست بلکه به نسبت بدر تمام کشورها دیده می شود. با قید این اصلاح کوچک اما مهم، در پاسخ باید گفت شاید تشابه فعالیت هنری کودکان با هنر و فعالیت هنری بزرگسالان در صورت ظاهری و کاری است که انجام می شود اما از جهت ماهیت، هدف و کارکرد بسیار متفاوت اند.

فعالیت هنری کودکان (به طور مشخص در زمینه ی ترسیم) با هدف تولید اثر هنری و یا حتی بازنمایی پدیده های جهان پیرامون شروع نمی شود؛ بلکه به صورت کاملاً اتفاقی و بی هدف آغاز می شود سپس به مرور و طی چند سال مراحل مختلفی را در مسیری معین طی می کند. فعالیت ترسیمی کودکان در هر مرحله از علت، انگیزه و یا هدفی خاص ناشی می شود؛ به همین ترتیب از نظر شکل ظاهری و فرم هم در هر مرحله ویژگی های خاص خود را داراست. اما فعالیت هنری در بزرگسالان از ابتدا مشخصاً با هدف تولید اثر هنری شروع می شود، شکل می گیرد و پیش می رود. در این مقوله آنچه بسیار اهمیت دارد و باید بر آن تأکید کرد این است که همیشه به یاد داشته باشیم «در فعالیت هنری کودکان فرایند مهم است نه محصول» یعنی نفس کاری که کودک انجام می دهد اهمیت دارد نه نتیجه ایی که روی کاغذ به عنوان نقاشی می بینیم؛ فرایند انجام فعالیت هنری می تواند از نظر ذهنی و شخصیتی تأثیرات سازنده و بسیار مطلوبی بر کودک داشته باشد، و این آن چیزی است که در فعالیت هنری کودکان اهمیت دارد در واقع نتیجه و ثمره ی فعالیت هنری کودکان را نه در اثر هنری؛ بلکه در وجود آن ها بایستی جستجو کرد. اما در دنیای بزرگسالان اصل برفرایند نیست بلکه اصل بر تولید محصول است و ایجا محصول یعنی اثر هنری. همانطور که می بینید فعالیت هنری در دنیای کودکان با هنر و فعالیت هنری در دنیای بزرگسالان بسیار متفاوت است که پرداختن به تمام وجوه آن در حوصله این گفتگو نیست …

بله ممنونم اگر قبول کنیم که یکی از کارکردهای هنر درمان است، یک مربی هنر کودک چگونه می تواند آن را به خدمت بگیرد و از آن استفاده کند؟

در واقع وجه درمانی، به طور طبیعی تقریباً در تمام فعالیت هنری کودک نهفته است؛ یعنی وقتی کودک یک قطعه ذغال یا گچ را بر می دارد و بدون هیچ هدایت و راهنمایی خاصی ساعتی به نقاشی بر روی سطح زمین یا دیوار مشغول می شود خواه ناخواه نوعی تخلیه ی هیجانی، رویاپردازی و بیان درونیات روی می دهد که قطعاً از نیاز طبیعی کودک سرچشمه گرفته است. و چون به این نیاز پاسخ مطلوب داده می شود قطعاً در تعادل درونی کودک نقش مؤثری ایفا می کند. کافی است مربی هنر به این وجه از وجوه فعالیت هنری آگاه باشد و زمینه ی مناسب را برای شکل گیری و حرکت این جریان فراهم کند.

اما اینکه بخواهیم به فعالیت هنری کودک به صورت هدفتمند جهت درمانی ببخشیم خب قصه دیگری است و نیازمند دانش و تخصصی فراتر از آن چه که یک مربی هنر کودک به طول معمول می داند. در روند هنر درمانی ابتدا بایستی مسأله یا مشکل و در مواردی شاید بتوان گفت بیماری بایستی توسط متخصص تشخیص داده شود، سپس متناسب با ویژگی های کودک، شرایط و سایر عوامل اثرگذار، روش یا روش هایی برای درمان انتخاب، تجویز و اجرا شود … به همین دلیل هنر درمانی معمولاً تحت نظر تیم متخصصین انجام می شود که یکی از این متخصصین قاعدتاً باید یک مربی هنر باشد؛ البته مربی هنری که از تجربه و دانش کافی برای حضور در تیم تخصصی برخوردار باشد.

  کمی بیشتر درباره ی هنردرمانی شرح می دهید ؟

بله، خواهش می کنم. از یک منظر می توان گفت هنردرمانی، پدیده ی نوظهور و تازه ای نیست؛ وجه درمانی هنر و فعالیت هنری را بشر از هزاره ها پیش تر کشف کرده و به کار بسته است. چنانکه تداوم آن را در زمان فعلی نیز می توان در آداب و رسوم برخی از قبایل و اقوام دید. نمونه ی بارز و بسیار شناخته شده ی آن در فرهنگ اقوام ایرانی «مراسم زار» در جنوب ایران است. در مناطق دیگر از جمله مناطق غربی ایران است. در مناطق دیگر از جمله مناطق غربی ایران نیز استفاده از موسیقی و آواز برای کاهش آلام و دردهای روحی افراد مصیبت زده نمونه های توجه برانگیزی از کارکردهای درمانی هنر می تواند باشد.

در طول تاریخ اندیشمندان و فیلسوفان فراوانی هم نسبت به این موضوع توجه ویزه داشته اند از جمله ارسطو که با عنوان کاتارسیس یا «پالایش روانی» از آن یاد می کند. اما کاربرد علمی یا روان شناسانه ی هنر به مثابه ابزار یا روشی برای درمان هدفمند افراد به شکل امروزی احتمالاً اولین بار به وسیله ی دانشمند مشهور زیگموند فروید صورت گرفته و در ادامه، هنر و روانکاوی در یک رابطه ی متقابل و تکمیل کننده زمینه ی پیدایش «هنر درمانی» را فراهم کرده اند و به مرور آن را در شاخه های مختلف گسترش داده اند. البته سیر رشد و گسترش هنردرمانی همچنان ادامه دارد و محققین و پژوهشگران هر روز در این زمینه دستاورد جدیدی را به جهان عرضه می کنند.

  با توجه به اهمیت و کارکرد هنر، فعالیت های هنری و مقوله ی هنر درمانی، چگونه می توانیم از این مکان برای کاهش آسیب های وارد شده به کودکان بحران زده استفاده کنیم؟ مثلاً در مورد کودکان زلزله زده؟

در بهره گیری از هنر و فعالیت های هنری برای کاهش آسیب های ناشی از بحران قطعاً اولین مسأله ای که باید حل شود مسأله ی نوع نگاه مدیران و مردم به این موضوع است متأسفانه هنوز به نظر می رسد بخش زیادی از مردم و مدیران ارشد در استان ها انجام فعالیت هنری در شرایط بحران را یک امر تشریفاتی و غیرضروری می دانند. حتی ارائه ی خدمات مشاوره و روانشناسی را هم جدی نمی گیرند؛ اما در کشورهای توسعه یافته پس از بروز بحران، به موازات بازسازی خانه های آسب دیده و تأمین نیازهای مادی مردم به صورت جدی به ترمیم آسیب های روحی روانی وارد شده به افراد پرداخته می شود. متدسفانه فقدان و یا کاستی تیم های تخصصی مشاوره و روانشناسی در منطقه کاملاً محسوس است. مسئولین علاوه بر فراهم کردن این امکانات مکلف اند با آگاهی بخشی مردم را به مراجعه و دریافت مشاوره های لازم تشویق و ترغیب کنند. کوتاهی مدیران و متأسفانه عدم توجه خود مردم به این امرف مشکلات ریز و درشت زیادی را سبب شده است. که به صورت های مختلف در جریان زندگی روزمره ی مردم شاهد آن ها هستیم. افسردگی، پرخاشگری، برخوردهای لفظی و حتی فیزیکی، رفتارهای عصبی، ترک تحصیل، عدم توانایی کنترل خشم، گرایش به عصیان و … از این موارد هستند.

پس می توان گفت در قدم اول باید واقعاً به این باور برسیم که نیاز مردم فقط غذا، پتو، چادر و سایر کمک های مادی نیست بلکه به همان میزان و بلکه بیشتر به امداد رسانی فرهنگی و دریافت مشاوره های روانشناسی نیاز دارند. هنگامی که این باور به وجود آمد تربیت و تأمین نیروی انسانی متخصص در دستور کار قرار می گیرد و در ادامه برنامه ریزی هدفمند و سازمان یافته برای انجام این امور و ارائه ی خدمات به مردم … در غیر این صورت متأسفانه اوضاع بهتر نخواهد شد.

  بعد از زلزله ای که در کرمانشاه رخ داد گروه های مختلف از سازمان های دولتی و گروه های داوطلب مردمی و حتی برخی افراد به صورت شخصی در مناطق زلزله زده حاضر شدند و به ارائه ی خدمات گوناگون فرهنگی و هنری پرداختند. این فعالیت ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

بله درست است بسیاری از گروه ها و افراد به شکل های مختلف تلاش کردند خدماتی را ارائه کنند. ابتدا باید از تک تک این عزیزان قدردانی کرد و بر دستان پر مهرشان بوسه زد اما واقعیت این است که علیرغم حسن نیتی که در پس این فعالیت ها نهفته است متأسفانه باید گفت عدم آگاهی کافی گاهی ممکن است حتی آسیب هایی نیز به افراد وارد کند. اولین ایرادی که به این فعالیت ها وارد است این است که تحت یک برنامه ی کارشناسی شده ی مدون و به صورت هماهنگ به اجرا در نمی آیند. در واقع هر گروهی آنچه را که فکر می کند صحیح است انجام می دهد و کاری با دیگر گروه ها ندارد بسیاری فعالیت های کوتاه مدت و حتی گاه یک روزه ای ارائه کرده اند که بدون توجه به زمینه های قبلی و بدون عنایت به اثرات بعدی انجام شده و می شوند. در حالیکه در چنین شرایطی فقط برنامه های طراحی شده با حضور تیم تخصصی، با کار هدفمند و با گروه تحت پوشش معین و در درازمدت ممکن است نتیجه بخش باشد. که تقریباً اثری از چنین فعالیتی دیده نمی شود.

و کلام پایانی شما

بروز زلزله، طوفان و سیل را نمی توان متوقف کرد، اما می توان برای مواجهه با آن خود را آماده کرد… از مدیران و مدرم می خواهم مثل گذشته بعد از مدتی دوباره همه چیز را فراموش نکنند … تا دوباره غافلگیر نشویم …

  سپاسگزارم….

من هم از شما ممنونم … خسته نباشید.

منبع : هفته نامه آوای پرآو

photo_2018-04-23_06-26-38